X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بیکار بودم اومدم وبلاگ زدم ۲

ببینید پیرها چه مشکلاتی دارند که شما حتی تصورشم نمیکنید


پزشک یک پیرمرد 80 ساله برای یکی از موارد تست بالینی که شامل شمارش اسپرم میشد،شیشه ای را به او داد و گفت این را ببر خانه و نمونه اسپرم خود را بریز توش و فردا بیار.
فردای اونروز پیرمرد به کلینیک رفت و شیشه را به دکتر داد.دکتر دید شیشه مثل دیروز تمیز و خالی است،از پیرمرد پرسید که پس چه شد که شیشه خالی است؟
پیرمرد توضیح داد که : آقای دکتر ، دیروز که رفتم خانه ابتدا با دست راستم سعی کردم نشد،سپس با دست چپ باز هم نشد، از همسرم کمک گرفتم ، او هم ابتدا با دست راست و بعد با دست چپ سپس داخل دهان با دندان و حتی دندان مصنوعیش را درآورد ، باز هم نشد،بعد از زن همسایه که هیکلی است هم کمک خواست ،زن همسایه هم ابتدا با هردو دست،بعد زیر بغل و حتی با فشار آوردن بین پاهاش هم تلاش کرد باز هم نشد.
دکتر که شوکه شده بود با تعجب پرسید: شما از زن همسایه خواستید؟
پیرمرد با صدای مظلومانه ای گفت : ...

میبینید آقای دکتر هیچکدام از ما نتوانستیم درب شیشه را باز کنیم !!!!!!!!.