سه شنبه 19 مهر ماه سال 1390 @ 00:24 AM
| نویسنده:
بهنام |
چاپ
یه خانوم خوشگل رو تو بزرگراه سوار میکنی ....
یهو
اون غش میکنه وشما اونوبه بیمارستان میرسونی . استرس داری .....
پرستار بهتون
تبریک میگه و میگه که دارید پدر میشید!!!
شما میگین که من
پدر بچه نیستم !!
اما خانم خوشگله میگه چرا دروغ میگی؟؟!!هستی!!!
شما استرس
رو بیشتر احساس میکنی....
بعد شما میگی که ازتوت تست بگیرن.
تست میکنن وثابت
میشه که شما پدر بچه نیستی.
دکتربه شما میگه : اصلانگران نباشید،چون شما از زمان
تولد نابارور بودید!!!
شما حالا کاملاً و بیشتر از همیشه استرس رو احساس میکنی
اما از شر اون قضیه خلاص میشی...
اما تو راه خونه به سه تا بچه های خودت فکر
میکنی!!!
به این میگن استرس!!!!
دوشنبه 18 مهر ماه سال 1390 @ 2:58 PM
| نویسنده:
بهنام |
چاپ
من عادت دارم نگاه کنم به آدمهایی که از دور می
آیند
تا آن زمان که ثابت شود
"تو" نیستند....
چهارشنبه 13 مهر ماه سال 1390 @ 00:14 AM
| نویسنده:
بهنام |
چاپ
زندگی کن به شیوه خودت ... با قوانین خودت ... !!!
مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند...
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی..
چه خوب ... چه بد... موضوع صحبتشان خواهی شد.!!!!
پس زندگی کن به شیوه خودت..
چه خوب ...
چه بد
دوشنبه 11 مهر ماه سال 1390 @ 00:30 AM
| نویسنده:
بهنام |
چاپ
سیگار را که بین لبان قرمزت گذاشتی دهها فندک جلوی صورتت روشن شد، انگار برایت جشن تولد گرفته بودند، آخر نفهمیدم افتخار روشن کردنش دقیقا نصیب چه کسی شد ، من هم پاکت مچالهء سیگارم را از جیب بیرون کشیدم و چند دقیقه ای دنبال فندک قدیمی که یادگار یک دوستی ساده بود میگشتم، چقدر با هم فرق داشتیم.
شنبه 9 مهر ماه سال 1390 @ 4:24 PM
| نویسنده:
بهنام |
چاپ
در راستای قطع شدن وی پی ان در ایران و قطع ارتباطات اینترنتی مردم ایران خبر می رسد که تا چند روز آتی قرار است موبایل ها هم قطع شود... پس از الان همت کنیم و تصمیم بگیریم روش نامه فرستادن با کبوتر و پیام فرستادن با آتش را هم یاد بگیریم...
چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1390 @ 3:07 PM
| نویسنده:
بهنام |
چاپ
آدم
پشیمون میشه...
گاهی از گفته هاش،
گاهی از نگفته هاش،
گاهی از گفتن نگفتنی
هاش،
گاهی هم از نگفتن گفتنی هاش!!!